السيد الخميني

15

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

كاملى كه سير را به آخر رسانده و به غاية القصواى عروج كمالى و معراج روحى معنوى رسيده و قدم به محفل انس قاب قوسين نهاده ؛ زيرا كه سالك مادامى كه در سلوك و سير الى اللَّه است نمازش بُراق عروج و رفْرَف وصول است ، و پس از وصول ، نمازش نقشهء تجلّيات و صورت مشاهدات جمال محبوب است ، بدون آن‌كه إعمال رويّه‌اى در تركيب آن شود ؛ بلكه از قبيل سرايت حكم غيب به شهادت و ظهور آثار باطن به ظاهر است ؛ چنانچه محقّقين از فلاسفه در خصوص تدبير عالم عقلى نسبت به عالم مُلك - با آن‌كه عالى را توجّه به سافل نيست - فرمودند : تدبيرات آنها از اين عالم ، تدبير تبعىِ استجرارى است « 1 » ؛ بلكه نزد اصحاب قلوب و ارباب معرفت ، اين تدبيرات ، نُسُك الهيّهء تابعهء تجلّيات اسمائيه و صفاتيه و ذاتيه است . بالجمله ، مستغرقان در مشاهدهء جمال جميل را تجلّيات غيبيّه‌اى حاصل شود ، كه حركات شوقيه‌اى در سرّ قلب آنها حاصل آيد ، كه از آن اهتزازات سرّيهء قلبيه آثارى در مُلك آنها حاصل شود ، كه آن آثار به مناسبت كيفيت تجلّيات ، مطابق با يكى از مناسك و عبادات است ؛ و با آن‌كه توجّه استقلالى به كيفيت هيچ‌يك از آنها ندارند هيچ جزئى يا شرطى از آداب صوريهء آن تغيير نكند و كم و زياد نگردد و بر خلاف مقرّرات شرعيه نگردد ؛ چنانچه رسول ختمى صلّى اللَّه عليه و آله در نماز معراج به واسطهء رؤيت انوار عظمت و تجلّى ذاتى غيبى سجده نمود و غشوه‌ها براى او دست داد ؛ چنانچه پس از اين اشاره‌اى به آن مىنماييم « 2 » . و مثَل اين جذبهء روحى و فناى كلى ، مثَل حال عاشق مجذوب و حركات

--> ( 1 ) - ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 2 ، ص 264 . ( 2 ) - ر . ك : صفحه 139 - 141 .